17:03 | 1405/06/30
قیمت لحظه‌ای
اقتصادی 1405/06/30 231 بازدید 0 نظر

کفش ایرانی در انتظار نفس تازه؛ وقتی مواد اولیه پشت در ادارات می‌ماند

کفش ایرانی در انتظار نفس تازه؛ وقتی مواد اولیه پشت در ادارات می‌ماند
در آستانه بازگشایی مدارس، صنعت کفش ایران قربانی کسری مواد اولیه و دیوار بلند بوروکراسی شده است.

به گزارش اکو اقتصاد، شهریورماه، برای خانواده‌ها فصل تب‌ و تاب خرید مدرسه است؛ فصل کیف و کفش‌های نو و بوی کتاب‌های تازه. برای صنعت کفش ایران، این بازه زمانی حکم «حیات» را دارد. با وجود بیش از 20 میلیون محصل در کشور، بازار کفش در آستانه سال نو تحصیلی، یک رویداد ملی است که می‌تواند جریان نقدینگی را به رگ‌های واحدهای تولیدی تزریق کند. اما واقعیت پشت ویترین‌های رنگارنگ، کاملاً متفاوت است. در حالی که تولیدکنندگان داخلی با تمام توان سعی دارند این بازار را تامین کنند، سایه سنگین کسری مواد اولیه و دیوار بلند بوروکراسی، بسیاری از کارخانه‌ها را در آستانه تشدید مشکلات قرار داده است.

این روزها در جلسات دولتی، شعار صادرات بیش از هر چیزی شنیده می‌شود. مسئولان از تولیدکنندگان می‌خواهند که ارزآوری کنند و در بازارهای جهانی بدرخشند. اما پرسش اصلی تولیدکننده این است: «چگونه با دست بسته در مسابقه بدویم؟»

صنعت کفش، صنعتی است که به مواد اولیه باکیفیت و به‌روز وابستگی شدید دارد. وقتی تولیدکننده برای واردات چند تن چرم مصنوعی، لایه یا زیره استاندارد، باید ماه‌ها در پیچ‌وخم مجوزهای دست‌وپاگیر اداری معطل بماند، صحبت از صادرات، بیشتر به یک شوخی تلخ می‌ماند. سیاست‌گذاران ما فراموش کرده‌اند که صادرات، خروجی یک تولید پرقدرت است؛ نه یک دستور اداری. اگر مواد اولیه نباشد، کارخانه می‌خوابد و اگر کارخانه خوابید، دیگر محصولی برای صادرات باقی نمی‌ماند.

ما در کشور ظرفیت‌هایی داریم که اگر درست مدیریت شوند، می‌توانند گره‌های کور تامین مواد اولیه را باز کنند. استفاده از پتانسیل مرزنشینان در قالب «کوله‌بری» و «ته‌لنجی»، ظرفیتی است که سال‌هاست درگیر نگاه‌های امنیتی یا محدودیت‌های غیرضروری است.

چرا دولت نباید سازوکاری هوشمندانه طراحی کند که در آن، بخشی از مواد اولیه ضروری کارخانه‌ها از طریق همین مسیرها و با نظارت دقیق وارد شود؟ چرا وقتی در جنگ اقتصادی هستیم، اصرار داریم همه چیز را از مسیرهای منجمد اداری و بانکی که خودمان بسته‌ایم، پیش ببریم؟ این ظرفیت، می‌تواند رگ حیاتی بسیاری از کارگاه‌های کفش باشد تا مواد اولیه‌شان را به موقع تامین کنند و بازار شبِ اول مهر را از دست ندهند.

 *جنگ است؛ چرا «جنگی» فکر نمی‌کنیم؟ 

امروز صنعتگر ایرانی، سرباز خط مقدم جنگ اقتصادی است. وقتی دستگاه‌های دولتی به جای تسهیل‌گری، به سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی روی می‌آورند، عملاً در حال خلع سلاح نیروهای خودی هستند. کارخانه نباید بخوابد؛ کارخانه که خوابید، یعنی بیکاری، یعنی تورم، و یعنی شکست در میدان تولید.

 در حال حاضر زمان آزمون و خطا به پایان رسیده است. ما به یک قرارگاه اقتصادی نیاز داریم؛ قرارگاهی که نه با ساختار اداری کند، بلکه با اختیارات تام و نگاه حل‌مسئله تشکیل شود. وظیفه این قرارگاه باید بسیار ساده باشد: «برداشتنِ موانع از پیش پای تولیدکننده در کمترین زمان ممکن».

اگر مواد اولیه در گمرک مانده، قرارگاه باید مشکل را حل کند. اگر بروکراسی بانکی نفس تولید را گرفته، باید با دستور مستقیم اصلاح شود. دولت باید در این برهه حساس، در کنار تولیدکننده بایستد، نه روبروی او.

 بازار 20 میلیونی دانش‌آموزان، یک فرصت ملی است. این بازار می‌تواند قدرت خرید مردم را مدیریت کند و رونق را به بازار برگرداند. اما اگر با همین فرمان بوروکراسی کند پیش برویم، این فرصت از بین رفته و راه برای واردات کالاهای بی‌کیفیت قاچاق بازتر خواهد شد.

تولیدکننده ایرانی ثابت کرده است که در سخت‌ترین شرایط هم می‌جنگد و تولید می‌کند، اما "جنگیدن" بدون ابزار، ناممکن است. 

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای