به گزارش اکو اقتصاد به نقل از روابط عمومی انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران، استاندارد یکی از ضروریترین زیرساختهای یک اقتصاد مدرن است. بدون استاندارد نمیتوان درباره ایمنی کالا، کیفیت مواد اولیه، سلامت مصرفکننده، اندازهگیری دقیق، قابلیت اطمینان محصول یا حتی تجارت بین دو کشور صحبت کرد. مشکل از جایی آغاز میشود که هدف اصلی استاندارد، یعنی افزایش کیفیت و اعتماد، تحتالشعاع فرآیندهای اداری قرار میگیرد و بنگاه ناچار میشود بخش قابل توجهی از زمان و منابع خود را صرف اثبات چندباره موضوعی کند که پیشتر اثبات شده است.
میان «استاندارد» و «مقررات فنی» نیز باید تفاوت قائل شد. در ادبیات سازمان تجارت جهانی، استانداردها عموماً ماهیت داوطلبانه دارند، درحالیکه رعایت مقررات فنی الزامی است. آزمون، بازرسی و صدور گواهی نیز ابزارهایی هستند که انطباق محصول با این الزامات را اثبات میکنند. خود این سازوکارها ضروریاند؛ اما سازمان تجارت جهانی نیز هشدار میدهد که فرآیندهای غیرشفاف، تبعیضآمیز یا غیرضروری ارزیابی انطباق میتوانند به مانعی جدی برای تجارت تبدیل شوند.
بنابراین بحث بر سر حذف نظارت نیست؛ بحث بر سر کیفیت نظارت است.
فرض کنیم یک تولیدکننده ماده اولیه خود را در یک آزمایشگاه معتبر آزمایش کرده، محصول نهایی نیز آزمون شده و گواهی لازم را گرفته است. اگر همان محصول برای ورود به مرحله دیگری از زنجیره یا بازار دیگری دوباره مجبور به طی آزمونی مشابه شود، بدون آنکه ریسک تازهای ایجاد شده باشد، هزینهای به تولید تحمیل میشود که الزاماً کیفیت بیشتری ایجاد نمیکند.
این هزینه فقط مبلغ آزمایش نیست. توقف کالا، خواب سرمایه، هزینه انبارداری، تأخیر در تحویل سفارش، از دست رفتن مشتری و افزایش نیاز به سرمایه در گردش نیز بخشی از هزینه واقعی چنین فرآیندی است.
بانک جهانی نیز در بررسی «زیرساخت کیفیت» بر همین موضوع تأکید دارد؛ یکی از کارکردهای یک نظام استاندارد و ارزیابی انطباق کارآمد، کاهش هزینه تجارت از طریق جلوگیری از آزمونها و بازرسیهای تکراری و حذف مقررات محدودکننده غیرضروری است.
این مسئله برای بنگاههای کوچک جدیتر است. یک شرکت بزرگ ممکن است واحد حقوقی، آزمایشگاه، کارشناس استاندارد و منابع مالی کافی برای طی کردن فرآیندهای متعدد داشته باشد، اما همان الزام برای یک واحد کوچک میتواند بخش قابل توجهی از هزینه تولید را تشکیل دهد.
جالب اینکه خود سازمان بینالمللی استاندارد نیز این مسئله را به رسمیت شناخته است. ISO/IEC Guide 17 صراحتاً برای تدوینکنندگان استاندارد توصیههایی ارائه میکند تا نیازها و محدودیتهای بنگاههای کوچک و متوسط در نظر گرفته شود و استانداردها به حذف آنها از بازار یا اخلال در رقابت منجر نشوند.
پس یک استاندارد خوب فقط استانداردی نیست که سختگیرانه باشد؛ استاندارد خوب باید متناسب، قابل اجرا و متناسب با سطح ریسک باشد.
برای کالایی که مستقیماً با جان و سلامت انسان در ارتباط است، مانند تجهیزات پزشکی یا برخی مواد غذایی، طبیعتاً سطح کنترل باید بالا باشد. اما منطقی نیست همان شدت نظارت و همان تعداد آزمون برای همه محصولات و همه بنگاهها بدون توجه به میزان ریسک اعمال شود.
اینجاست که مفهوم «نظارت مبتنی بر ریسک» اهمیت پیدا میکند. منابع نظارتی باید بیشتر در جایی متمرکز شوند که احتمال خسارت یا تخلف بالاتر است. بنگاهی با سابقه طولانی تولید، سیستم کنترل کیفیت قابل اتکا و نتایج مستمر مثبت الزاماً نباید با همان شیوهای کنترل شود که یک تولیدکننده تازهوارد یا پرریسک کنترل میشود.
راهحل دیگر، پذیرش نتایج معتبر قبلی است.
در تجارت جهانی مفهومی به نام «شناسایی یا پذیرش متقابل» نتایج ارزیابی انطباق وجود دارد. اصل ساده است: اگر محصولی در یک آزمایشگاه معتبر و مورد اعتماد آزمایش شده، چرا باید همان آزمون در مقصد دوباره تکرار شود؟ سازمان تجارت جهانی سالهاست اعضا را به پذیرش متقابل نتایج آزمون و صدور گواهی تشویق میکند، زیرا آزمون چندباره یکی از هزینههای مهم تجارت است.
بانک جهانی نیز در گزارش توسعه جهانی ۲۰۲۵، توافقهای شناسایی متقابل را یکی از راههای کاهش هزینه بنگاهها میداند؛ زیرا شرکت دیگر مجبور نیست یکبار در کشور مبدأ و بار دیگر در بازار مقصد همان انطباق را اثبات کند.
این منطق را میتوان در داخل کشور نیز جدی گرفت. اتصال سامانهها، بهرس
میت شناختن نتایج آزمایشگاههای دارای صلاحیت، جلوگیری از درخواست اطلاعات تکراری و ایجاد پرونده واحد برای هر محصول میتواند بخشی از هزینه و زمان بنگاه را کاهش دهد؛ بدون آنکه سطح استاندارد پایین بیاید.
موضوع مهم دیگر، عمر مقررات است. صنعت و فناوری با سرعت تغییر میکنند، اما برخی الزامات ممکن است سالها بدون بازنگری باقی بمانند. مقرراتی که زمانی برای حل یک مشکل واقعی طراحی شدهاند، ممکن است با تغییر فناوری موضوعیت خود را از دست بدهند یا حتی مانع ورود فناوری جدید شوند.
به همین دلیل هر مقرره فنی باید پس از مدتی دوباره مورد ارزیابی قرار گیرد: آیا هنوز همان ریسک وجود دارد؟ آیا روش کمهزینهتری برای کنترل آن پیدا شده است؟ آیا آزمایشی که سالها قبل ضروری بوده همچنان ضرورت دارد؟
نسخه جدید استاندارد ISO/IEC 17007 که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده نیز بر تدوین اسناد روشن، مختصر و مناسب برای ارزیابی انطباق تأکید دارد. همین موضوع نشان میدهد که حتی در نظام بینالمللی استاندارد نیز تنها «داشتن الزام» کافی نیست؛ کیفیت طراحی الزام اهمیت دارد.
در نهایت، نباید میان حمایت از تولید و حمایت از استاندارد یکی را انتخاب کرد. پایین آوردن استاندارد به نفع تولیدکننده نیست؛ محصول بیکیفیت دیر یا زود اعتماد بازار را از بین میبرد. از طرف دیگر، افزودن هر مقرره و آزمون جدید نیز الزاماً کیفیت بیشتری ایجاد نمیکند.
معیار درست باید ساده باشد: هر الزام چه ریسکی را کاهش میدهد و در برابر هزینهای که به جامعه و بنگاه تحمیل میکند، چه ارزشی ایجاد میکند؟
اگر برای این سؤال پاسخ روشنی وجود نداشته باشد، احتمالاً به جای استاندارد سازی با استاندارد زدگی روبهرو هستیم.
اقتصاد رقابتی به استاندارد قوی نیاز دارد، اما استاندارد قوی الزاماً استاندارد پیچیده نیست. نظام استاندارد موفق، نظامی است که هم مصرفکننده به آن اعتماد کند و هم تولیدکننده بداند هر آزمون، هر گواهی و هر الزام دقیقاً برای چه هدفی تعریف شده است.
استاندارد باید هزینه بیکیفیتی را بالا ببرد، نه هزینه تولید باکیفیت را. اگر بتوانیم این اصل را مبنای سیاستگذاری قرار دهیم، مرز میان نظارت ضروری و بروکراسی غیرضروری نیز بسیار روشنتر خواهد شد.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید