به گزارش اکو اقتصاد، فناوری با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است، اما قواعد حاکم بر آن همیشه همپای این تحول پیش نمیروند. هوش مصنوعی، رباتیک، اینترنت اشیا و فناوریهای نوظهور، بیش از هر زمان دیگری به استانداردهایی نیاز دارند که چابک، آیندهنگر و متناسب با واقعیتهای جدید باشند؛ استانداردهایی که به جای محدود کردن نوآوری، مسیر رشد و اعتماد به آن را هموار کنند.
فناوری با سرعتی حرکت میکند که بسیاری از قواعد و چارچوبهای موجود فرصت همگام شدن با آن را پیدا نمیکنند. هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، خودروهای خودران، رباتیک پیشرفته، فناوریهای کوانتومی، زیستفناوری و دهها فناوری نوظهور دیگر، مرزهای سنتی تولید، خدمات و حتی زندگی روزمره را تغییر دادهاند. در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی پیش روی سیاستگذاران، صنعت و نهادهای استاندارد قرار دارد: آیا استانداردهای موجود میتوانند پاسخگوی فناوریهایی باشند که هنوز در حال شکلگیریاند؟
پاسخ به این پرسش، اهمیت زیادی برای آینده اقتصاد و توسعه فناوری دارد. فناوریهای نوظهور به همان اندازه که فرصت ایجاد میکنند، با عدم قطعیت نیز همراهاند. هنوز بسیاری از کاربردها، ریسکها و پیامدهای آنها بهطور کامل شناخته نشده است. بنابراین، اگر قرار باشد تا تثبیت کامل یک فناوری برای تدوین استاندارد صبر کنیم، ممکن است زمانی وارد عمل شویم که بازار، فناوری و حتی قواعد رقابت، پیشاپیش شکل گرفته باشند.
در اینجا مفهوم استانداردهای نوظهور اهمیت پیدا میکند؛ استانداردهایی که قرار نیست صرفاً برای فناوریهای جدید، نسخهای از قواعد قدیمی باشند، بلکه باید با ماهیت پویا، پیچیده و در حال تحول این فناوریها سازگار شوند.
استاندارد در گذشته عمدتاً با محصولی مشخص، فرآیندی مشخص یا صنعتی با مرزهای نسبتاً روشن سروکار داشت. اما فناوریهای جدید اغلب مرزهای مشخصی ندارند. هوش مصنوعی تنها یک محصول نیست؛ در سلامت، حملونقل، بانکداری، صنعت، آموزش و خدمات عمومی حضور دارد. اینترنت اشیا مجموعهای از تجهیزات، شبکهها، دادهها و نرمافزارهاست. فناوریهای خودران نیز ترکیبی از حسگر، نرمافزار، ارتباطات و تصمیمگیری هوشمند هستند.
بنابراین، استانداردگذاری برای این فناوریها باید از یک نگاه صرفاً محصولمحور فراتر برود و به کل زنجیره فناوری، داده، ارتباطات، امنیت، عملکرد و مسئولیتپذیری توجه کند.
یکی از مهمترین دلایل نیاز به استانداردهای جدید، ایجاد اعتماد است. هر فناوری جدید زمانی میتواند در مقیاس گسترده وارد زندگی و اقتصاد شود که کاربران، تولیدکنندگان، سرمایهگذاران و نهادهای حاکمیتی نسبت به عملکرد و ایمنی آن اطمینان داشته باشند. در مورد فناوریهای نوظهور، این اعتماد بهصورت خودکار ایجاد نمیشود؛ زیرا تجربه کافی درباره آنها وجود ندارد.
استاندارد میتواند بخشی از این خلأ را پر کند. وقتی معیارهایی برای ارزیابی عملکرد، ایمنی، امنیت، کیفیت داده یا نحوه مدیریت ریسک یک فناوری وجود داشته باشد، تصمیمگیری برای پذیرش آن نیز آسانتر میشود. به بیان دیگر، استاندارد میتواند زبان مشترک اعتماد در مواجهه با فناوریهای ناشناخته باشد.
موضوع مهم دیگر، تعاملپذیری است. فناوریهای آینده در یک اکوسیستم به هم پیوسته فعالیت میکنند. تجهیزات مختلف باید بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، دادهها باید قابلیت تبادل داشته باشند و سامانههای تولیدکنندگان مختلف باید بتوانند در یک زنجیره واحد فعالیت کنند. نبود استانداردهای مشترک میتواند موجب شکلگیری جزیرههای فناوری شود؛ جزیرههایی که هرکدام زبان، ساختار و قواعد خود را دارند و ارتباط میان آنها پرهزینه یا حتی غیرممکن است.
از این منظر، استاندارد نه فقط کیفیت یک فناوری را تضمین میکند، بلکه میتواند امکان رشد اکوسیستم فناوری را فراهم کند.
اما استانداردهای نوظهور یک ویژگی مهم دیگر نیز باید داشته باشند: چابکی. استانداردی که فرآیند تدوین آن چندین سال طول بکشد، ممکن است در زمان انتشار با فناوریای مواجه شود که دیگر همان فناوری زمان آغاز کار نیست. به همین دلیل، نظام استانداردسازی آینده باید بتواند هم از دقت و مشارکت کارشناسی خود محافظت کند و هم با سرعت تحولات فناوری هماهنگ شود.
البته چابکی به معنای کاهش دقت یا کنار گذاشتن الزامات ایمنی نیست. برعکس، هرچه فناوری پیچیدهتر میشود، استانداردسازی حرفهایتر و تخصصیتر اهمیت بیشتری پیدا میکند. مسئله این است که فرآیند تدوین استاندارد باید بتواند از ظرفیت دانشگاهها، شرکتهای فناور، متخصصان صنعت، نهادهای تنظیمگر و کاربران بهصورت همزمان استفاده کند.
در این میان، استانداردگذاری پیشنگر میتواند یک مزیت راهبردی برای کشورها باشد. به جای آنکه منتظر بمانیم فناوری وارد بازار شود و سپس به فکر تدوین قواعد آن بیفتیم، باید تحولات فناوری را از مراحل اولیه رصد کنیم و همزمان با بلوغ فناوری، الزامات و چارچوبهای مورد نیاز آن را نیز توسعه دهیم.
این موضوع برای ایران اهمیت دوچندان دارد. کشوری که صرفاً پس از ورود فناوریهای جدید به بازار درباره استاندارد آنها تصمیم میگیرد، عملاً در جایگاه مصرفکننده قواعدی قرار میگیرد که ممکن است دیگران طراحی کرده باشند. اما حضور فعال در فرآیند تدوین استانداردهای ملی و بینالمللی، فرصتی است برای اینکه متخصصان، دانشگاهها و صنایع ایرانی نیز در شکلدهی به قواعد آینده فناوری نقش داشته باشند.
این مشارکت تنها یک موضوع فنی نیست؛ بخشی از رقابت اقتصادی و دیپلماسی فناوری است. استانداردهای بینالمللی میتوانند بر مسیر تجارت، دسترسی به بازارها، طراحی محصولات و حتی جهتگیری سرمایهگذاری اثر بگذارند. بنابراین، حضور در مجامع و کمیتههای استانداردسازی باید بهعنوان بخشی از سیاست توسعه فناوری کشور دیده شود.
از سوی دیگر، نباید تصور کرد که هر فناوری جدید الزاماً به مجموعهای گسترده از استانداردهای اجباری نیاز دارد. استانداردگذاری هوشمند باید میان حمایت از منافع عمومی و حفظ فضای رقابت و نوآوری تعادل برقرار کند. اگر قواعد بیش از اندازه سخت و زودهنگام باشند، ممکن است مانع ورود راهحلهای جدید شوند؛ و اگر بیش از حد دیر تدوین شوند، ممکن است فرصت مدیریت ریسک و شکلدهی به بازار از دست برود.
بنابراین، چالش اصلی آینده، انتخاب میان «استاندارد» و «نوآوری» نیست؛ بلکه طراحی استانداردهایی است که بتوانند همزمان با نوآوری رشد کنند.
فناوریهای نوظهور، آینده را از امروز شکل میدهند و استانداردهای نوظهور باید کمک کنند این آینده، ایمنتر، قابل اعتمادتر، قابل تعاملتر و عادلانهتر ساخته شود. استانداردسازی دیگر نباید صرفاً واکنشی به فناوری باشد؛ باید در کنار آیندهپژوهی، سیاستگذاری و نوآوری حرکت کند.
در نهایت، کشورهایی که آینده فناوری را جدی میگیرند، فقط برای تولید فناوری سرمایهگذاری نمیکنند؛ آنها برای تعیین قواعد استفاده، ارزیابی و توسعه فناوری نیز برنامه دارند. استانداردهای نوظهور دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکنند: جایی که فناوری هنوز در حال شکلگیری است و فرصت برای اثرگذاری بر آینده همچنان وجود دارد.
آینده را فقط کسانی نمیسازند که فناوریهای جدید خلق میکنند؛ کسانی نیز در ساخت آینده سهم دارند که قواعد درست استفاده از این فناوریها را شکل میدهند.
دکتر ابوالقاسم خوارزمی
دبیرکل انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید