به گزارش اکو اقتصاد، امیرصدرا صیام در یادداشتی نوشت: «گاهی یک تغییر در ترکیب بازیگران، فقط یک تغییر ساده نیست؛ نشانهای است از تغییر معیارها. خبر جایگزینی نوید محمدزاده با حمید صفت در نمایش «آرش» را میتوان از همین منظر دید؛ نه به عنوان یک جابهجایی معمولی در یک پروژه نمایشی، بلکه به عنوان نشانهای از وضعیتی که در آن «شهرت» آرامآرام جای «تخصص» را میگیرد و تئاتر، به جای بازیگر حرفهای، به دنبال چهرهای میرود که بتواند توجه بیشتری را به خود جلب کند.
اگر نوید محمدزاده به هر دلیلی از این پروژه کنار گذاشته شده باشد، آن تصمیم را باید در جای خود بررسی کرد. محمدزاده، مثل هر بازیگر دیگری، مصون از نقد نیست.
میتوان به انتخابهای هنری او، برخی نقشآفرینیهایش یا حتی نحوه حضورش در فضای عمومی نقد داشت. اما هیچکدام از این نقدها یک واقعیت حرفهای را تغییر نمیدهد: او بازیگر است و سابقه حرفهای و جدی در تئاتر دارد.
کسی که سالها روی صحنه کار کرده، با زبان تئاتر، بدن بازیگر، ریتم اجرا، میزانسن و رابطه زنده با تماشاگر آشناست. بنابراین بحث بر سر دفاع از محمدزاده نیست؛ بحث بر سر دفاع از «بازیگر حرفهای» است.
حمید صفت، خواننده شناختهشدهای است و طبیعتاً در حوزه موسیقی و میان مخاطبان خودش جایگاه و اعتباری دارد. اما شهرت در موسیقی، خودبهخود مجوز حرفهای بودن در بازیگری نیست.
همانطور که یک بازیگر حرفهای را نمیتوان صرفاً به دلیل شهرت، پشت میکروفن گذاشت و از او انتظار داشت خوانندهای حرفهای باشد.
مشکل از همینجا آغاز میشود:
چرا باید تصور کنیم هر چهره شناختهشدهای میتواند بازیگر تئاتر باشد؟ البته حضور هنرمندان حوزههای دیگر در تئاتر به خودی خود اتفاق بدی نیست. ممکن است خوانندهای وارد تئاتر شود و با آموزش، تمرین و تجربه، به بازیگر موفقی تبدیل شود.
مسئله، ورود نیست؛ مسئله «جایگزینی» است.
وقتی فردی بدون سابقه قابل توجه تئاتری قرار است جای بازیگری حرفهای را بگیرد، این سؤال مطرح میشود که آیا معیار انتخاب، توانایی بازیگری بوده یا ظرفیت ایجاد توجه؟ و اینجاست که پای «اقتصاد توجه» به میان میآید.
در اقتصاد توجه، شهرت یک سرمایه است. تعداد دنبالکنندگان، میزان دیدهشدن، اخبار منتشرشده درباره یک چهره و قابلیت او برای ایجاد هیجان، همه به ارزش اقتصادی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، سلبریتی فقط یک هنرمند نیست؛ یک ابزار بازاریابی است. حضور او میتواند فروش بلیت را بالا ببرد، رسانهها را به پروژه حساس کند و مخاطبی را که شاید اصولاً تماشاگر تئاتر نباشد، به سالن بکشاند. اما آیا این همان چیزی است که تئاتر باید به آن تبدیل شود؟
اگر قرار باشد معیار اصلی انتخاب بازیگر، میزان شهرت او باشد، پس تکلیف هزاران بازیگر حرفهای تئاتر چه میشود؟ هنرمندانی که سالها آموزش دیدهاند، روی صحنههای کوچک و کممخاطب بازی کردهاند، دستمزدهای محدود گرفتهاند و بدون تکیه بر شهرت و برند شخصی، حرفه بازیگری را ادامه دادهاند؟ این روند یک تناقض تلخ ایجاد میکند. بازیگر حرفهای برای دیدهشدن باید سالها کار کند، اما سلبریتی برای ورود به تئاتر کافی است شناختهشده باشد.
در اینجا دیگر مسئله شخص حمید صفت نیست. حتی اگر او در آینده بازیگر خوبی شود، باز هم پرسش درباره «معیار انتخاب» سر جای خود باقی است. آیا او برای این نقش انتخاب شده چون بهترین گزینه برای نقش بوده یا چون نامش میتواند توجه بیشتری ایجاد کند؟ تئاتر اگر فقط به دنبال فروش بلیت باشد، شاید در کوتاهمدت موفق شود؛ اما اگر برای فروش بیشتر، معیارهای حرفهای خود را کنار بگذارد، در بلندمدت سرمایه اصلی خود را از دست میدهد: اعتبار هنری. تئاتر قرار نیست نسخهای زنده از اینستاگرام باشد؛ قرار نیست هر کس فالوئر بیشتری دارد، سهم بیشتری از صحنه داشته باشد. صحنه جای آزمون تخصص است، نه مسابقه محبوبیت.
اتفاقاً تئاتر میتواند و باید مخاطب عمومی را جذب کند؛ اما راه جذب مخاطب، لزوماً آوردن سلبریتی به صحنه نیست. اگر کیفیت اجرا، متن، کارگردانی و بازیگری حرفهای باشد، خود تئاتر میتواند مخاطب بسازد.
نگرانی اصلی اینجاست که در تئاتر امروز، «چه کسی بازی میکند؟» گاهی مهمتر از این شده که «چگونه بازی میکند؟»
و این جابهجایی معیارها خطرناک است.
نوید محمدزاده را میتوان نقد کرد؛ همانطور که هر بازیگر دیگری را. اما نمیتوان سابقه حرفهای او را نادیده گرفت. در مقابل، حمید صفت را نیز نمیتوان صرفاً به دلیل خواننده بودن، محکوم کرد؛ اما نمیتوان فقدان سابقه جدی تئاتری را هم با شهرت پوشاند.
تئاتر حرفهای، بیش از هر چیز به بازیگر حرفهای نیاز دارد.
اگر قرار است «آرش» با چهرهای شناختهشدهتر به مخاطب عرضه شود، شاید از منظر اقتصادی تصمیم قابل فهمی باشد؛ اما از منظر هنر نمایش، باید پرسید آیا این انتخاب، انتخاب بهترین بازیگر است یا بهترین «چهره»؟
این دو، الزاماً یکی نیستند.
و شاید مسئله امروز تئاتر ایران دقیقاً همین باشد: ما به جای اینکه برای تئاتر ستاره بسازیم، ستارههای حوزههای دیگر را به تئاتر میآوریم.
این اتفاق ممکن است توجه ایجاد کند، اما توجه، همیشه به معنای تئاتر بهتر نیست.»
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید