12:54 | 1405/06/09
قیمت لحظه‌ای
اقتصادی 1405/06/09 332 بازدید 0 نظر

چرا سیگنال مثبت تزریق دلار قیمت ارز بازار را متعادل نکرد؟

چرا سیگنال مثبت تزریق دلار قیمت ارز بازار را متعادل نکرد؟
آمادگی بانک مرکزی برای عرضه مستمر ارز، ریسک کمبود اسکناس را از بین برده است؛ اکنون نگاه بازار برای کاهش قیمت به سوی مهار انتظارات معطوف است.

به گزارش اکو اقتصاد، بانک مرکزی در روزهای اخیر اعلام کرد برای تخصیص تا سقف ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس ارز به شبکه بانکی آمادگی دارد. با این حال، آمار رسمی نشان می‌دهد از سه‌شنبه ۳ تا پنج‌شنبه ۵ شهریور، صرفاً ۲۰ میلیون دلار از این سقف خریداری شده است؛ یعنی تقاضا حتی به ۴ درصد ظرفیت اعلام‌شده هم نرسیده است. بانک مرکزی تأکید کرده روند عرضه ادامه خواهد داشت.

اما نکته جالب‌تر از «کم‌تقاضایی»، رفتار قیمت در بازار آزاد است. برخلاف انتظار نظری که می‌گوید افزایش عرضه باید قیمت را پایین بیاورد، نرخ دلار در بازار غیررسمی نه‌تنها کاهش محسوسی نداشته، بلکه در برخی روزها حتی روند افزایشی را تجربه کرده و به سطوح بالای ۲۰۰ هزار تومان رسیده است. این پدیده یک پرسش کلیدی پیش می‌گذارد: اگر بانک مرکزی ارز عرضه می‌کند، چرا قیمت پایین نمی‌آید؟

شکاف عرضه و ارزش بنیادین دلار

پاسخ از منظر اقتصاد پولی در تفاوت میان دو مفهوم است: «عرضه ارز» و «ارزش بنیادین دلار». بانک مرکزی در کوتاه‌مدت می‌تواند با تزریق ارز، عرضه را افزایش دهد و نرخ را به‌صورت موقت مهار کند، اما این اقدام روی متغیرهای بنیادینی که ارزش ذاتی دلار را تعیین می‌کنند، اثری ندارد. نقدینگی سرشار، رشد اقتصادی پایین، تورم مزمن دوجهقمی، کسری بودجه و انتظارات تورمی، همگی ساختاری هستند که هر تزریق مقطعی را در بلندمدت خنثی می‌کنند.

به بیان ساده، وقتی پایه پولی و نقدینگی در بلندمدت سالانه چند ده درصد رشد می‌کند اما تولید و عرضه واقعی کالا و خدمات هم‌وزن آن گسترش نمی‌یابد، ارزش ذاتی ریال به‌طور پیوسته کاهش می‌یابد و دلار در بازار، خود را با این کاهش تطبیق می‌دهد. تزریق مقطعی ارز، فقط یک لایه نازک از عرضه روی این روند بنیادین می‌نشیند و پس از مصرف یا انباشت، بدون اثر پایدار بر نرخ تعادلی، جذب می‌شود.

بوربور: فنر ارزی فشرده می‌شود، نه رها

محمدرضا بوربور، کارشناس ارشد بازارهای مالی و پولی، در تحلیل این وضعیت گفت: نرخ دلار در ایران تابع متغیرهای بنیادین است؛ یعنی تفاضل رشد نقدینگی و رشد اقتصادی. وقتی نقدینگی با رشد چند ده درصدی بالا می‌رود و اقتصاد رشد زیر یک درصدی دارد، ارزش ذاتی دلار به‌طور مداوم بالا می‌رود. تزریق ارزی بانک مرکزی صرفاً می‌تواند در کوتاه‌مدت این فاصله را بپوشاند؛ همانند فشردن یک فنر که هرچه بیشتر فشرده شود، رهاشدنش قدرتمندتر خواهد بود.

وی تصریح کرد: «سرکوب دستوری نرخ ارز با ارزپاشی، اگر شکاف قیمت روز و ارزش ذاتی را زیاد کند، در نهایت به خروج سرمایه، انباشت تقاضا و یک جهش بزرگ‌تر منجر می‌شود. بانک مرکزی به دلیل محدودیت‌های تراز تجاری و تحریم، ظرفیت بی‌پایانی برای عرضه ندارد و این تزریق‌ها در نهایت منابع ارزی کشور را تخلیه می‌کند بدون اینکه موتور خلق نقدینگی را متوقف کند.

بوربور تأکید کرد: «راهکار پایدار، انضباط پولی، مهار کسری بودجه و حرکت به سمت نرخ شناور مدیریت‌شده است، نه ارزپاشی مداوم. تا زمانی که بانک مرکزی مجبور به تأمین کسری بودجه دولت نباشد و خلق نقدینگی کنترل نشود، هر تزریقی صرفاً زمان می‌خرد و مشکل را جابه‌جا می‌کند.

چرا بازار به تزریق واکنش نشان نمی‌دهد؟

از منظر اقتصاد رفتاری، یکی دیگر از دلایل بی‌اثری تزریقات مقطعی بر قیمت، «انتظارات» است. فعالان بازار ارز به‌خوبی می‌دانند تزریقات بانک مرکزی پایدار نیستند و با تغییر شرایط بین‌المللی یا کاهش درآمدهای نفتی متوقف می‌شوند. بنابراین به‌جای کاهش قیمت در واکنش به عرضه فعلی، «ریسک آینده» را در قیمت روز لحاظ می‌کنند. این همان پدیده‌ای است که بوربور با تعبیر «فنر ارزی» از آن یاد می‌کند؛ بازار نه امروز، بلکه فردا را قیمت‌گذاری می‌کند.

افزون بر این، وقتی تقاضای سفته‌بازی و انباشتی به‌دلیل نبود گزینه سرمایه‌گذاری مطمئن (رکود بورس، سود واقعی منفی سپرده‌ها، رکود مسکن) بالا باشد، بخشی از نقدینگیِ سردشده در سایر بازارها، آماده است در نخستین سیگنال تنش، دوباره به ارز بازگردد. تزریق ارز نمی‌تواند این «تقاضای پنهان» را حذف کند؛ صرفاً آن را در روزهای آرامش نگه می‌دارد.

اقتصاد ایران نشان داده سیاست «سرکوب نرخ با تزریق» در کوتاه‌مدت آرامش می‌آورد اما در میان‌مدت به دو شکل جبران می‌شود: نخست، تخلیه منابع ارزی و کاهش توان واردات در آینده؛ دوم، جهش‌های شدید پس از رهایی فنر ارزی که آسیب بیشتری به تولید و معیشت می‌زند.
راهبرد جایگزین که کارشناسانی مانند بوربور بر آن تأکید دارند، شامل سه محور است: انضباط پولی و جلوگیری از تأمین کسری بودجه از محل خلق پایه پولی؛ شفافیت و حذف بازارهای موازی با حرکت به سمت نرخ شناور مدیریت‌شده؛ و تقویت تولید و رشد اقتصادی که تنها عامل واقعی تقویت بنیادین ریال است.

تا زمانی که این محورها محقق نشود، تزریقات مقطعی ارز، صرفاً «خرید زمان» برای سیاست‌گذار خواهند بود، نه راه‌حل واقعی برای بازگشت نرخ ارزبه تعادل. و بازار نیز، همان‌طور که اکنون نشان می‌دهد، به‌جای واکنش به عرضه، به متغیرهای بنیادین نگاه می‌کند؛ جایی که هنوز فاصله زیاد است.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای