16:01 | 1405/07/15
قیمت لحظه‌ای
سیاسی 1405/07/15 223 بازدید 0 نظر

ثبات مرزهای شرقی و امنیت چابهار، شاه‌کلید تنفس اقتصادی در شرایط تحریم

ثبات مرزهای شرقی و امنیت چابهار، شاه‌کلید تنفس اقتصادی در شرایط تحریم
یک تحلیلگر مسائل افغانستان گفت: «آمریکایی‌ها دقیقاً به دنبال ایجاد تشنج در مرزهای ما و تسری ناامنی به داخل کشور هستند، مشروط بر اینکه بستری برای آن بیابند. بنابراین، وجود یک کشور ایمن و عاری از تنش در مرزهای شرقی، بهترین سپر در برابر این توطئه‌هاست.»

به گزارش اکو اقتصاد،  برگزاری هشتمین نشست مشورتی «فرمت مسکو» درباره افغانستان با حضور نمایندگان ۱۲ کشور منطقه از جمله جمهوری اسلامی ایران، روسیه، چین، پاکستان و حکومت سرپرست افغانستان، بار دیگر جایگاه تحولات کابل را در کانون رایزنی‌های امنیتی و سیاسی منطقه قرار داد. هم‌زمانی این نشست منطقه‌ای با تحرکات فشرده دیپلماتیک و اقتصادی تهران از جمله سفر معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه به کابل برای بررسی اتصال ریلی هرات-مزارشریف و ورود هیئت بزرگ تجاری ۱۸۰ نفره ایران به پایتخت افغانستان، نشان‌دهنده اراده جدی کشورمان برای تثبیت موقعیت ژئواکونومیک خود در مرزهای شرقی، هم‌گام با پیشبرد چارچوب‌های امنیت دسته‌جمعی بومی است.

هشتمین دور نشست مسکو در شرایطی بدون صدور بیانیه مشترک پایان یافت که تشدید درگیری‌های مرزی و حملات متقابل میان پاکستان و افغانستان بر فضای اجلاس سایه انداخته بود و تلاش‌های میانجی‌گرانه مسکو نیز به‌دلیل پافشاری طرفین بر مواضع خود به فرجام ملموسی نرسید. در این میان، حرکت روسیه و چین به سمت به‌رسمیت‌شناسی و تعامل رسمی با طالبان، شکاف‌هایی را در سیاست هماهنگ منطقه‌ای پدید آورده است؛ شکافی که در برابر اصرار هیئت ایرانی بر تشکیل ساختار سیاسی همه‌شمول و پایبندی کابل به حقوق بین‌الملل و حقابه‌های مرزی برجسته شد.

عبدالمحمد طاهری، کارشناس ارشد مسائل شبه‌قاره و رایزن فرهنگی اسبق جمهوری اسلامی ایران در کابل به کالبدشکافی این روندها پرداخته است. وی معتقد است در شرایطی که فشارهای محاصره و جنگ اقتصادی علیه کشورمان تشدید شده، برخورداری از همسایه‌ای باثبات و ایمن در شرق یک ضرورت گریزناپذیر برای امنیت ملی ایران است. در ادامه متن کامل گفت‌وگوی ایرنا را با عبدالمحمد طاهری، رایزن فرهنگی پیشین جمهوری اسلامی ایران در افغانستان مطالعه می‌کنید.

ایران به یک همسایه امن نیازمند است؛ آمریکا به دنبال تشنج در مرزهای شرقی ماست

در شرایط فعلی که فشارهای اقتصادی و محاصره ظالمانه علیه جمهوری اسلامی ایران تشدید شده، افغانستان چه اهمیتی در سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی ما پیدا کرده است؟

من این موضوع را از دو زاویه بررسی می‌کنم: هم بر اساس نگاه نظری و هم با تکیه بر تجربیاتی که در دوران مأموریت سازمانی‌ام در افغانستان داشتم. پیش از هر چیز باید تأکید کنم که در شرایط کنونی، هر چقدر امنیت افغانستان پایدارتر و محیط آن ایمن‌تر باشد، به نفع امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. دلیل آن کاملاً روشن است؛ آمریکایی‌ها دقیقاً به دنبال ایجاد تشنج در مرزهای ما و تسری ناامنی به داخل کشور هستند، مشروط بر اینکه بستری برای آن بیابند. بنابراین، وجود یک کشور ایمن و عاری از تنش در مرزهای شرقی، بهترین سپر در برابر این توطئه‌هاست.

نکته دومی که در دل سؤال شما نهفته است، این است که در وضعیت محاصره اقتصادی، ما واقعاً به همسایگانی چون افغانستان و پاکستان نیازمندیم اما چرا می‌گویم به‌ویژه افغانستان؟ به این دلیل که ارتش و ساختار حاکمیتی پاکستان دست‌کم در سه دهه گذشته همواره به کمک‌های مالی و تسلیحاتی سالانه میلیارد دلاری واشنگتن متصل بوده‌اند و از آن ارتزاق کرده‌اند اما در افغانستان، علی‌الظاهر طالبان نوعی عناد آشتی‌ناپذیر با ایالات متحده دارند.

زمانی که من در کابل حضور داشتم، بارها و بارها این جمله را از زبان بزرگان و حتی توده‌های مردم می‌شنیدم که می‌گفتند: «آمریکا دشمن مشترک ما و شماست». ما باید بتوانیم با درایت از این فضا استفاده کنیم. البته بهره‌برداری از این ظرفیت زمانی مقدور است که آرامش در افغانستان حاکم باشد؛ در غیر این صورت، تشنج در آن سوی مرزها نه سودی برای ما خواهد داشت و نه دردی از مردم رنج‌دیده افغانستان دوا می‌کند.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۷۱۴-۱۸:۳۴

کالای ایرانی در افغانستان هویت و اعتبار دارد؛ بازاری بسیار مناسب که نباید رها شود

با توجه به اینکه اخیراً هم شاهد اعزام یک هیئت بزرگ تجاری ۱۸۰ نفره از ایران به نمایشگاه کابل بوده‌ایم، به لحاظ اقتصادی و بازرگانی، افغانستان چه ظرفیت‌هایی برای تأمین نیازها و صادرات کالاهای ایرانی دارد؟

بازار افغانستان برای محصولات ایرانی فوق‌العاده مستعد و کم‌نظیر است. زمانی که بنده در افغانستان و تاجیکستان حضور داشتم، سوپرمارکت‌ها و مراکز خرید این کشورها مملو از اجناس باکیفیت ساخت ایران بود. جالب است بدانید در مناطق مرفه‌نشین کابل مانند وزیر اکبرخان، وقتی افراد برای خرید به فروشگاه‌های بسیار گران‌قیمت می‌رفتند، فروشندگان اجناس مختلف را عرضه می‌کردند و با افتخار می‌گفتند: «جنس ایرانی هم داریم به این قیمت». یعنی کالای ایرانی در افغانستان یک «برند» معتبر و به اصطلاح خود افغانستانی‌ها «بلندقیمت» و باکیفیت شناخته می‌شد.

به استثنای فرش (که خود افغانستان سنت دیرینه‌ای در بافت آن دارد) در اقلام مصرفی، مواد غذایی، لبنیات، چرم، مصالح ساختمانی و حتی اقلام فرهنگی و آموزشی، بازار افغانستان تشنه تولیدات ایران بوده است. در دوران مأموریت من، کتاب‌های انتشارات ایرانی، لوازم‌التحریر، نرم‌افزارها و تولیدات فکری جایگاه ممتازی در کابل و سایر ولایات داشت. کار به جایی رسیده بود که حتی آب‌های بسته‌بندی و معدنی استاندارد در بازار آن‌ها تماماً مارک‌های ایرانی بود. بنابراین از منظر اقتصادی و صادراتی، افغانستان یک بازار هدف استراتژیک برای ماست که اگر درست مدیریت شود، گشایش‌های ارزی و تجاری بسیار خوبی برای کشور ایجاد می‌کند.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۷۱۴-۱۸:۳۴

چابهار شاهراه طلایی ترانزیت میان هند و افغانستان است مشروط بر اینکه امنیت کامل برقرار باشد

با توجه به تنش‌های مرزی مداوم میان افغانستان و پاکستان، و از سوی دیگر تمایل هند برای اتصال تجاری به افغانستان از طریق چابهار، ایران چگونه می‌تواند این توازن منطقه‌ای را برقرار کند؟

اگر مسئله زیرساخت‌ها و توسعه بندر چابهار به نقطه آرامش و ثبات کامل برسد، این بندر بهترین مأمن و بی‌نظیرترین معبر برای پیوند دادن دروازه‌های فرهنگی، اقتصادی و تجاری میان ایران، هند، افغانستان و پاکستان خواهد بود. اما عملیاتی شدن این چشم‌انداز یک پیش‌شرط حیاتی دارد: برقراری «امنیت پایدار و صددرصدی در چابهار و مسیرهای مواصلاتی». این امنیت باید هم در خطوط دریایی و اتصال به پاکستان تضمین شود و هم در مسیرهای زمینی منتهی به مرزهای مشترک با افغانستان.

واقعیت این است که تجار و سرمایه‌گذاران ماهیتاً محافظه‌کارند؛ آن‌ها ریسک بالا را نمی‌پذیرند و باید اطمینان قطعی داشته باشند که بار صادراتی یا وارداتی آن‌ها بدون تهدید و سالم به مقصد می‌رسد. چابهار یک نقطه اتصال ژئوپلیتیک فوق‌العاده است؛ به شرط آنکه ما در سریع‌ترین زمان ممکن ضریب ایمنی آن را ارتقا دهیم و به طرف‌های تجاری متعهد شویم که محموله‌هایشان در بستری امن جابه‌جا خواهد شد. در این صورت می‌توانیم از این شاهراه ترانزیتی حداکثر بهره‌برداری را داشته باشیم.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۷۱۴-۱۸:۳۴

مسکو نتوانسته خلأ حضور آمریکا را به طور کامل پر کند

به موضوع نشست اخیر چند جانبه موسوم به فرمت مسکو بپردازیم؛ نشستی چندجانبه با حضور نمایندگان ویژه کشورهای منطقه که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، به طور مرتب برگزار شده است. به اعتقاد شما برگزاری این‌گونه نشست‌ها در چهار سال اخیر تا چه اندازه توانسته به ثبات سیاسی و بهبود شرایط افغانستان کمک کند؟

برای پاسخ به این پرسش باید به پیشینه ذهنی جامعه افغانستان نگاه کرد. در تمام سال‌هایی که من در کابل خدمت می‌کردم، نگرش عمومی مردم افغانستان نسبت به روسیه کاملاً منفی و آمیخته با خاطرات تلخ دوران اشغال شوروی بود. با این حال، خروج خفت‌بار و فضاحت‌بار ارتش آمریکا از افغانستان خلأ بزرگی در این کشور ایجاد کرد. روس‌ها از این فرصت استفاده کردند تا هم آن ذهنیت منفی تاریخی را پاک کنند و هم جای پای خالی واشنگتن را با یک دیپلماسی فعال پر سازند تا مبادا آمریکایی‌ها مجدداً به این منطقه بازگردند.

اما اینکه آیا روس‌ها در این مسیر موفق بوده‌اند یا نه؟ بنده معتقدم مسکو توفیق چندانی به دست نیاورده است. دلیل اصلی آن رفتار ویژه روس‌هاست؛ روس‌ها در مناطقی که وارد می‌شوند، هزینه اقتصادی نمی‌کنند. این در حالی است که جامعه افغانستان کشوری ویران‌شده و به‌شدت نیازمند کمک‌های مالی، عمرانی و امدادی است. وقتی کشوری وارد تعامل شود اما کمکی به بازسازی نکند، نه در میان توده‌های مردم اقبالی می‌یابد و نه دولتمردان آنجا را اقناع می‌کند.

درست است که روس‌ها تا حدی توانستند با ارتباط‌گیری‌های اخیر آن شکاف ادراکی گذشته را تعدیل کنند، اما افغانستان با چالش‌های ساختاری فوق‌العاده پیچیده‌ای دست‌به‌گریبان است: تضاد عمیق و برخوردهای نظامی اخیر با پاکستان، فعال بودن جریان‌های معارض در داخل خاک افغانستان و امتداد مرزهای پاکستان و تاجیکستان، و تحرکات گروه‌های تروریستی افراطی مانند شاخه خراسان داعش که برای دولت کنونی کابل مزاحمت‌های اساسی ایجاد کرده‌اند. مسکو نیز با چالش‌های افراط‌گرایی درگیر است و نمی‌تواند گره‌های امنیتی افغانستان را باز کند. شاید کابل اگر تمرکز خود را بر حل بحران‌های داخلی بگذارد، منافع بیشتری عایدش شود.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۷۱۴-۱۸:۳۴

منافع و انگیزه‌های چین و روسیه در افغانستان با ایران همپوشانی کامل ندارد

یکی از اهداف بنیادین شکل‌گیری فرمت مسکو و سازوکارهای همسایگان این بود که روندی هماهنگ برای الزام طالبان به تشکیل «دولت فراگیر» با حضور همه اقوام و مذاهب شکل بگیرد و شناسایی رسمی هم‌زمان پیش برود. با این حال شاهد بودیم که مسکو و پکن مسیر خود را جدا کرده و به سمت مشروعیت‌بخشی رسمی رفتند، در حالی که ایران و پاکستان محتاط باقی ماندند. چرا این واگرایی رخ داد؟

ما نباید منافع و انگیزه‌های چین و روسیه را در یک سبد ببینیم، زیرا ماهیت حضور آن‌ها در افغانستان کاملاً از یکدیگر متمایز است: چینی‌ها اساساً با نگاهی کاملاً اقتصادی و مبادلاتی وارد افغانستان شده‌اند. شما اگر در بازار مرکزی کابل (نادر پشتون) یا بازارهای قندهار، هلمند، جلال‌آباد و هرات قدم بزنید، می‌بینید که این مراکز مملو از کالاهای ارزان‌قیمت چینی است. چینی‌ها بازار افغانستان را تسخیر کرده‌اند و تا مرز ۱۰۰ درصد به دنبال منافع تجاری و منابع معدنی هستند؛ هرچند بسته‌های فرهنگی محدودی نیز عرضه می‌کنند.

اما شرایط روسیه کاملاً سیاسی و امنیتی است. روس‌ها هیچ‌گاه رابطه تجاری یا بازار قدرتمندی در افغانستان نداشته‌اند. مداخله تاریخی آن‌ها در دوران احزاب خلق و پرچم و سپس اشغال نظامی، هزینه‌های سنگینی روی دستشان گذاشت. اکنون نیز مسکو صرفاً به این دلیل کابل را می‌خواهد که خیالش از عدم بازگشت پایگاه‌های نظامی آمریکا به بیخ گوش مرزهای جنوبی‌ خود راحت باشد؛ هرچند گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکایی‌ها همچنان کار اطلاعاتی بسیار دقیقی را در گوشه‌وکنار افغانستان پیش می‌برند.

نکته مهم این است که پیروی کامل ایران از این دو کشور در پرونده افغانستان نمی‌تواند تامین کننده منافع ملی ما باشد. ایران اگر در این زمینه مسیر خود را به مسکو و پکن گره بزند، ظرفیت‌های تاریخی‌ خود را در مرزها از دست خواهد داد. چین و روسیه نه زبان مشترکی با مردم افغانستان دارند نه دین و مذهب مشترکی، نه فرهنگ پیوسته‌ای و نه حتی مرز خاکی مشترکی؛ در حالی که ایران هر چهار مؤلفه «مرز، زبان، دین و فرهنگ مشترک» را با افغانستان داراست. بنابراین سیاست درست برای تهران این است که بر تشکیل دولت فراگیر اصرار بورزد و به جای همسویی با پکن و مسکو، با کشورهایی چون پاکستان و تاجیکستان که هم‌سرنوشت جغرافیایی ما هستند ائتلاف کند تا از این طریق، همزیستی، مراودات فرهنگی و منافع پایدار تجاری دو ملت تضمین شود.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای