به گزارش اکو اقتصاد، همزمانی اعزام «تئودور روزولت» و گروه آبیـخاکی «میکن آیلند» با تشدید تنشها در منطقه، بار دیگر مسئله راهبرد آمریکا برای اعمال فشار نظامی بر ایران را در کانون توجه قرار داده است؛ آرایشی که اگرچه واشنگتن آن را بخشی از جابهجایی و تقویت نیروها معرفی میکند، اما در شرایط کنونی میتواند گزینههای نظامی آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد و همزمان اهمیت راهبردی سواحل مکران و دریای عمان را بیش از گذشته برجسته کند.
تحرکات اخیر نیروی دریایی آمریکا در منطقه، در شرایطی دنبال میشود که مذاکرات تهران و واشنگتن همچنان با موانع جدی مواجه است و همزمان، دونالد ترامپ بار دیگر از امکان ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران اسلامی سخن گفته است.
در همین چارچوب، ناو هواپیمابر USS Theodore Roosevelt در روز ۲۷ سپتامبر از سندیگو حرکت کرد و گروه آبیـخاکی USS Makin Island نیز روز ۲۸ سپتامبر از همین منطقه خارج شد. گزارشهای نظامی آمریکا حاکی از آن است که گروه «میکن آیلند» شامل ناوهای «آنکوریج» و «جان پی. مورتا» و یگان سیزدهم تفنگداران دریایی است.
گزارشهای منتشرشده همچنین از اضافه شدن حدود ۹ تا ۱۰ هزار نیروی آمریکایی به منطقه حکایت دارد؛ اقدامی که در صورت باقی ماندن همزمان ناوهای موجود و نیروهای تازهوارد، میتواند حجم قابل توجهی از توان دریایی و هوایی آمریکا را در پیرامون ایران متمرکز کند.
سومین ناو هواپیمابر؛ پیام واشنگتن چیست؟
اهمیت این تحرک صرفاً در تعداد شناورها یا نیروهای اعزامی خلاصه نمیشود. ناوگروه «تئودور روزولت» حامل بال هوایی و مجموعهای از شناورهای اسکورت و پشتیبانی است و گروه «میکن آیلند» نیز توانایی انتقال تفنگداران دریایی و اجرای عملیات آبیـخاکی را دارد. منابع نظامی آمریکا اعلام کردهاند که یگان سیزدهم تفنگداران دریایی نیز همراه این گروه مستقر شده است.
از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده از احتمال حضور سه ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه سخن میگویند؛ موضوعی که در صورت تحقق، سطح قابل توجهی از ظرفیت هوایی و دریایی آمریکا را در مجاورت منطقه افزایش خواهد داد.
البته یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود؛ هنوز نمیتوان با استناد به اطلاعات علنی، حرکت این نیروها را بهطور قطعی مقدمه اجرای یک عملیات آبیـخاکی علیه بندر مشخصی در ایران دانست. حتی منابع آمریکایی نیز احتمال جابهجایی و جایگزینی برخی نیروهای موجود را مطرح کردهاند.
با این حال، وجود توان آبیـخاکی در کنار ناوهای هواپیمابر، دامنه گزینههای عملیاتی واشنگتن را افزایش میدهد و همین موضوع از منظر برنامهریزی دفاعی ایران اهمیت ویژهای دارد.
البته باید توجه داشت که آمریکا تا کنون از تمام توان نظامی خود برای آسیب به ایران و شکستن عزم ملت ایران بکار بسته است اما در مقابل نتوانسته به خواسته خود برسد و ایران سر بلند با قاطعیت تمام به این تهاجم پاسخ داده به شکلی که همه تلاش ها برای جلوگیری از رسانه ای شدن اخبار تلفات و آسیب های طرف امریکا نتوانسته عمق و تاثیر ضربات فرزندان ایران زمین را بپوشاند و امروز خود آمریکایی ها و غربی ها هستند که به قدرت موشکی، پهپادی و عملیاتی ایران اذعان دارند. پس این لشکر کشی رسانه ای بیشتر در قالب جنگ رسانه ای و البته جنگ روانی علیه ملت ایران است.
قالیباف: دشمن پس از شکست نظامی، فشار اقتصادی را در دستور کار قرار داده است
جدای از جنگ روانی و رسانه ای هدف دیگر آمریکا از این لشکر کشی رسانهای پیروزی در جنگ اقتصادی است که ان را با تحریم ، و محاصره دریایی و هوایی تلاش دارد به نتیجه برساند شاید از این طریق بتواند بر ملت ایران پیروز شود.
بر همین اساس محمدباقر قالیباف رئیس مجلس در صحن علنی مجلس گفت: «موضوعات اقتصادی، در حقیقت آخرین طراحی دشمنی آمریکای جنایتکار با ملت ماست؛ دشمنی که در میدان نبرد، شکست نظامی مطلق خورد. در زمان جنگ چهلروزه هم با صراحت گفتم که آمریکا در میدان نظامی شکست خورده است.»
او افزود: «امروز همه تلاش دشمن معطوف به فشار اقتصادی بر مردم ماست تا تابآوری آنان را پایین بیاورد. در جلسه امروز هیئترئیسه نیز پیگیری مسائل اقتصادی و رسیدگی به این موضوعات را دنبال میکنیم. به فضل الهی، با هوشمندی، صبر و تحمل مردم عزیزمان و تمرکز مسئولان بر وظایف خود، این مسائل را پیش خواهیم برد.»
رئیس مجلس همچنین با اشاره به حمایت از بیماران خاص و پروانهای گفت: «یکی از افتخارات مجلس یازدهم و دوازدهم این است که پس از سالها بلاتکلیفی درباره این بیماریها، امسال ۱۷ همت در صندوق برای حمایت از این بیماران، در قالب وام قرضالحسنه و کمک بلاعوض، در نظر گرفته شده است.»
قالیباف در ادامه تأکید کرد: «تأمین فیزیکی ارز نیز برای ما موضوعیت دارد و شخصاً این موضوع را پیگیری میکنم.»
چرا مکران اهمیت پیدا میکند؟
در این میان، سواحل مکران و دریای عمان از یک ویژگی اساسی برخوردارند: این منطقه مستقیماً به آبهای آزاد متصل است و برخلاف محدوده تنگه هرمز، عمق عملیاتی بسیار گستردهتری دارد.
همین ویژگی موجب شده است که هرگونه افزایش حضور نیروهای فرامنطقهای در دریای عمان، از منظر محاسبات دفاعی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گیرد.
مکران برای ایران تنها یک نوار ساحلی نیست؛ بلکه بخشی از عمق راهبردی کشورمان در جنوب شرقی، مسیر دسترسی به آبهای آزاد و یکی از مؤلفههای مهم توسعه اقتصادی و دریایی کشور است. از این منظر، هرگونه تلاش برای ایجاد ناامنی در این منطقه، خواه از طریق فشار دریایی، عملیات محدود، خرابکاری یا فعالسازی گروههای مسلح، با محاسبات دفاعی متفاوتی روبهرو خواهد شد.
مسئله چابهار؛ از سناریوی رسانهای تا واقعیت نظامی
در روزهای اخیر، برخی تحلیلها تلاش کردهاند حضور گروه آبیـخاکی آمریکا را مستقیماً به سناریوی اشغال یا تصرف چابهار مرتبط کنند. اما میان «توانایی انجام یک عملیات» و «تصمیم برای انجام عملیات» تفاوت اساسی وجود دارد.
آنچه فعلاً از اطلاعات علنی میتوان نتیجه گرفت این است که واشنگتن در حال افزایش انعطافپذیری نظامی خود در منطقه است؛ اما اینکه این توانایی نهایتاً برای عملیات تهاجمی، بازدارندگی، پشتیبانی، جابهجایی نیرو یا جایگزینی یگانهای فرسوده مورد استفاده قرار گیرد، هنوز قطعی نیست.
با این حال، از منظر ایران، همین تغییر در آرایش نیروها کافی است تا سناریوهای احتمالی برای دفاع از سواحل مکران و دریای عمان با دقت بیشتری بررسی شود.
پاسخ ایران؛ نبرد فقط در ساحل اتفاق نمیافتد
یکی از مهمترین تغییرات در جنگهای معاصر این است که فاصله میان خط ساحلی و میدان نبرد دیگر همانند گذشته تعیینکننده نیست.
شناورهای بزرگ، ناوهای هواپیمابر، کشتیهای ترابری و یگانهای آبیـخاکی، اگرچه در فاصلهای قابل توجه از ساحل قرار دارند، اما در یک نبرد چندلایه دریایی، هوایی، موشکی و پهپادی لزوماً از مصونیت برخوردار نیستند. اینجاست که مفهوم دفاع در عمق اهمیت پیدا میکند.
در چنین دکترینی، هدف صرفاً مقابله با نیرویی نیست که به ساحل رسیده است؛ بلکه تلاش میشود توان رزمی مهاجم پیش از رسیدن به نقطه اثرگذاری، تحت فشار قرار گیرد.
جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته نیز بر توسعه توان موشکی، پهپادی، دریایی و شبکههای شناسایی و پدافندی خود تأکید کرده است. بنابراین هرگونه برنامهریزی برای عملیات در سواحل جنوبی ایران باید با این واقعیت محاسبه شود که میدان نبرد بالقوه بسیار فراتر از چند کیلومتر خط ساحلی امتداد خواهد داشت.
نقطه ضعف ناوگان آمریکا؛ فاصله میان قدرت و آسیبپذیری
ناو هواپیمابر و گروه آبیـخاکی در نگاه نخست نماد قدرت نظامی هستند؛ اما همین شناورها به دلیل ابعاد، هزینه بالا و وابستگی به زنجیرهای از شناورهای اسکورت، سوخترسانی، اطلاعات و پشتیبانی، نیازمند یک محیط عملیاتی کنترلشدهاند.
در مقابل، در محیطی مانند پیرامون ایران که با سواحل طولانی، عمق راهبردی، توان موشکی و پهپادی و شبکههای متعدد شناسایی مواجه است، حفظ چنین آرایشی بدون پذیرش ریسک قابل توجه دشوارتر میشود.
به همین دلیل، مسئله اصلی برای واشنگتن فقط این نیست که «چه تعداد ناو» در منطقه دارد؛ بلکه این است که این ناوها تا چه اندازه میتوانند در یک محیط پرتنش، آزادی عمل عملیاتی خود را حفظ کنند.
پایگاههای منطقهای؛ بخش دیگری از معادله
افزایش توان دریایی آمریکا همچنین یک پیامد مهم دیگر دارد: هرگونه درگیری احتمالی میان ایران و آمریکا صرفاً به ناوهای مستقر در آبها محدود نخواهد بود.
پایگاههای نظامی، مراکز لجستیکی، فرودگاهها و زیرساختهای پشتیبانی آمریکا در منطقه، در صورت گسترش درگیری، بخشی از محاسبات دو طرف خواهند بود و ایران در جنگ های اخیر به خوبی نشان داد که هر مرکز یا محل یا کشوری که به کشورمان حمله کند یا اهداف و منافع ایران را تهدید کند هدف مشروع نیروهای مسلح ایران بوده و با قاطعیت آن را هدف حملات گسترده و پشیمان کننده خود قرار خواهد داد. از نگاه برنامهریزان دفاعی ایران، محل استقرار و پشتیبانی نیروهای آمریکایی نمیتواند از معادله امنیتی منطقه جدا در نظر گرفته شود.
جنگ آینده؛ جنگ بر سر «آزادی عمل»
آنچه آرایش جدید آمریکا را مهم میکند، بیش از آنکه صرفاً به تعداد شناورها مربوط باشد، به مسئله «آزادی عمل» بازمیگردد.
واشنگتن تلاش میکند با استقرار ناوهای هواپیمابر و گروههای آبیـخاکی، گزینههای بیشتری برای فشار نظامی در اختیار داشته باشد؛ در مقابل، جمهوری اسلامی ایران تلاش خواهد کرد هزینه استفاده از این گزینهها را افزایش دهد.
این همان نقطهای است که مفهوم بازدارندگی معنا پیدا میکند.
بازدارندگی الزاماً به معنای وقوع جنگ نیست؛ بلکه به معنای آن است که طرف مقابل پیش از آغاز جنگ، هزینهها و پیامدهای آن را در محاسبات خود وارد کند.
مکران؛ منطقهای که نباید درباره آن خطای محاسباتی رخ دهد
در نهایت، اعزام «تئودور روزولت» و «میکن آیلند» را نمیتوان بهتنهایی سندی قطعی برای تصمیم آمریکا به حمله به ایران دانست؛ اما نمیتوان افزایش توان نظامی آمریکا در منطقه را نیز صرفاً یک جابهجایی عادی و فاقد پیامد راهبردی تلقی کرد.
واشنگتن اکنون در حال ایجاد مجموعهای از گزینههای نظامی است و تهران نیز تمام این گزینهها را در محاسبات دفاعی خود لحاظ می کند. در چنین شرایطی، مکران برای ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ بخشی از عمق راهبردی کشورمان است که امنیت آن با امنیت آبهای آزاد، تجارت، انرژی و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران پیوند خورده است.
اگر طرف آمریکایی تصور کند که فاصله اقیانوس تا ساحل، برای نیروهای آبیـخاکی حاشیه امن ایجاد میکند، مهمترین خطای محاسباتی دقیقاً از همینجا آغاز خواهد شد.
زیرا در جنگ مدرن، دیگر سؤال اصلی این نیست که چه کسی میتواند به ساحل برسد؛ سؤال تعیینکننده این است که چه کسی میتواند آزادی عمل خود را تا رسیدن به ساحل حفظ کند و این دقیقاً همان معادلهای است که میتواند مکران را از یک جغرافیای ساحلی به یکی از مهمترین نقاط تعیینکننده در هر رویارویی احتمالی تبدیل کند.
به نظر میرسد محاسبات راهبردی برخی محافل آمریکایی و نیروهای متجاوز، اهمیت پیوند ایرانیان با سرزمین و استقلال کشور را نادیده گرفته است. تجربه تاریخی ایران، بهویژه هشت سال دفاع مقدس، نشان داده که حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی جایگاهی بنیادی در هویت و اراده عمومی مردم دارد.
مردم ایران و نیروهای مسلح کشور در مقاطع مختلف بر عزم خود برای دفاع از سرزمین تأکید کردهاند؛ از سواحل خلیج فارس و دریای عمان تا مناطق مکران و بلوچستان. از این منظر، هرگونه تلاش برای اشغال یا تجزیه کشور با مقاومت روبهرو خواهد شد و تحقق چنین سناریوهایی بعید به نظر میرسد.
در چارچوب محاسبات دفاعی ایران، دامنه واکنش احتمالی به نیروهای آمریکاییِ حاضر در دریا یا خطوط ساحلی محدود دانسته نمیشود. اگر حملهای با استفاده از خاک، بنادر، پایگاهها یا امکانات کشورهای همسایه انجام شود، نقش آن کشورها در فراهمکردن پشتیبانی نظامی، سیاسی یا لجستیکی میتواند بر ارزیابیهای امنیتی و پیامدهای بحران اثر بگذارد؛ موضوعی که به بازنگری جدی در سیاستهای منطقهای نیاز دارد.
بر اساس این رویکرد، پاسخ احتمالی ایران ممکن است از زیرساختهای اقتصادی و انرژی فراتر رود و مراکز فرماندهی یا نهادهای تصمیمگیری را نیز دربرگیرد. چنین موضعی با هدف بازداشتن کشورها از مشارکت یا تسهیل عملیات نظامی علیه ایران مطرح میشود و نشاندهنده هزینههای احتمالیِ فراهمکردن امکانات برای نیروهای مهاجم است.
در مجموع، تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان، از جمله اعزام ناوگروهها و افزایش فشارهای مستقیم و غیرمستقیم، میتواند تنشهای منطقهای را تشدید کند. با این حال، ترکیب توان موشکی، آمادگی دفاعی و اراده ملی ایران، از نگاه این تحلیل، هرگونه اقدام نظامی را با هزینهها و پیامدهای سنگین و طولانیمدت همراه خواهد ساخت.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید