به گزارش اکو اقتصاد، مدال، آن چند ثانیهای است که همه میبینند؛ لحظهای که ورزشکار روی سکو میایستد، پرچم کشورش بالا میرود و نامش در فهرست مدالآوران ثبت میشود. اما برای رسیدن به همان چند ثانیه، سالها از زندگی یک ورزشکار گذشته است؛ صبحهایی که با تمرین شروع شده، روزهایی که میان درس و اردو گذشته، شکستهایی که باید پشت سر گذاشته شده و روزهایی که خستگی هم نتوانسته تمرین را متوقف کند.
بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ برای دختران ایرانی فقط مجموعهای از مدالها نبود؛ در گوشهوکنار این رقابتها، روایت دخترانی دیده شد که هرکدام از مسیر متفاوتی به میدان بزرگ آسیا رسیدند. یکی نخستین طلای تاریخ رشتهاش را گرفت، دیگری پس از چند دهه راه را برای حضور زنان ایرانی در رشتهای باز کرد و دیگری بعد از تجربه شکست در دوره قبل، این بار به سکوی قهرمانی رسید.
وقتی «اولین» شدن، نتیجه سالها تمرین است
فاطمه مجلل یکی از نخستین چهرههایی بود که این روایت را در ناگویا به تصویر کشید. او با کسب مدال طلای روئینگ سبکوزن، نخستین طلای تاریخ روئینگ زنان ایران در بازیهای آسیایی را به دست آورد. او بعد از مسابقه از تلاش برای شکستن این طلسم گفت و مدالش را به دختران ایرانی تقدیم کرد.
اما پشت این «اولین» شدن، یک روز و یک مسابقه قرار نداشت. مجلل از دو سال حضور مداوم در اردو و تمرین در شرایط مختلف آبوهوایی گفت؛ مسیری که نشان میدهد قهرمانی پیش از آنکه روی سکوی ناگویا اتفاق بیفتد، در زندگی روزمره ورزشکار ساخته شده است.
او بعد از کسب طلا گفت: «دو سال است که مداوم در اردو هستیم و در شرایط سخت، زمستان و تابستان تمرین میکنیم.» و در پایان نیز گفت مدالش را به دختران ایرانی تقدیم میکند و امیدوار است همه دختران ایران در زمینههای مختلف موفق باشند.
این شاید یکی از مهمترین تصاویر ناگویا باشد؛ دختری که وقتی به بالاترین سکوی آسیا میرسد، نخستین چیزی که از آن حرف میزند، سالهای تمرین و دختران دیگری است که بعد از او قرار است راه را ادامه دهند.
۵۰ روز تمرین در خانه؛ وقتی مسیر قهرمانی متوقف نمیشود
داستان کیمیا زارعی و زینب نوروزی هم تنها داستان یک مدال طلا نیست. این دو ورزشکار در رقابتهای روئینگ دو نفره سبکوزن قهرمان شدند و ایران برای نخستین بار در تاریخ بازیهای آسیایی در این رقابت به مدال طلای زنان رسید. تیم روئینگ زنان ایران در مجموع نیز با دو طلا، سه نقره و یک برنز به کار خود در ناگویا پایان داد.
اما بخش مهمتر داستان، به ماههای پیش از مسابقه برمیگردد. کیمیا زارعی در گفتوگو با کمیته المپیک آسیا توضیح داده است که با آغاز جنگ، ورزشکاران روئینگ حدود ۵۰ روز از فضای معمول تمرین و اردو دور بودند و تمرینهایشان را در خانه ادامه دادند. برای یک قایقران، دور بودن از قایق و فضای حرفهای تمرین اتفاق سادهای نیست؛ با این حال، زارعی و همتیمیهایش تصمیم گرفتند تمرین را متوقف نکنند. هرکدام از ورزشکاران در خانه دستگاه شبیهساز روئینگ داشتند و روزانه ۲۰ کیلومتر روی این دستگاه تمرین میکردند؛ تمرینی که به گفته زارعی، حتی برای خودش بسیار طاقتفرسا بود.
او درباره آن روزها توضیح داده است که در شرایطی که بسیاری از تیمها و ورزشکاران نسبت به برگزاری بازیهای آسیایی و امکان اعزام تردید داشتند و نمیدانستند روز بعد چه اتفاقی خواهد افتاد، تیم روئینگ زنان تمرینهایش را ادامه داد. زارعی میگوید حدود ۵۰ روز این تمرینها را انجام دادیم تا از رقبای خود عقب نمانیم و برای لحظهای که شاید ماهها برایش آماده شده بودیم، آمادگی خود را حفظ کنیم.
این تلاشها در حالی ادامه داشت که به گفته زارعی، آنها حدود ۹ تا ۱۰ ماه برای این رقابتها تمرین کرده بودند. او از روزهایی روایت میکند که خستگی تمرین و فشار جلسات به حدی میرسید که گاهی دلشان میشکست، حالشان بد میشد و حتی به نقطه ناامیدی میرسیدند، اما تمام این سختیها را برای رسیدن به همان لحظه تحمل کرده بودند؛ لحظهای که پرچم ایران بالا میرفت و سرود ملی خوانده میشد.
روایت زارعی از این روزها، ناگویا را از یک مسابقه چندروزه فراتر میبرد. مدالی که در چند دقیقه رقابت به دست میآید، حاصل ماهها تمرین و تصمیمهایی است که در روزهای عادی شاید کمتر دیده شوند؛ از ادامه دادن تمرین در اتاق خانه تا تحمل خستگی و تردید و بازگشت دوباره به اردو.
دخترانی که «اولین»ها را برای نسل بعد میسازند
در ناگویا همه داستانها به مدال طلا ختم نشد. گاهی خود حضور، یک اتفاق مهم بود. هنگامه هادیانی، ژیمناست ۲۰ ساله ایرانی، نخستین زن ژیمناست ایران پس از حدود ۵۰ سال بود که در بازیهای آسیایی شرکت کرد. او در پرش خرک به جایگاه سیزدهم رسید و اگرچه به فینال نرسید، اما حضورش پس از پنج دهه، یکی از اتفاقهای قابل توجه برای ژیمناستیک زنان ایران در این دوره از بازیها بود.
هادیانی درباره این حضور گفته است: «اینکه بعد از حدود ۵۰ سال، به عنوان اولین دختر ژیمناست ایرانی در این مسابقات شرکت کردم، برای من اتفاق بزرگی بود و باعث افتخار است.» او همچنین گفته بود که افتخار حضور در این مسابقات برایش از استرس رقابت بیشتر بوده است.
برای هادیانی، ناگویا پیش از آنکه با جایگاه سیزدهم به پایان برسد، تجربهای بود که سالها برای رسیدن به آن تلاش کرده بود؛ تجربه حضور در بزرگترین میدان آسیایی رشتهاش و ایستادن در جایی که تا سالها پیش، نام یک ژیمناست زن ایرانی در فهرست شرکتکنندگان آن دیده نمیشد.
از شکست قبلی تا طلای امروز
برای بعضی از این دختران، ناگویا ادامه داستانی بود که در مسابقه قبلی نیمهتمام مانده بود. کیمیا زارعی در بازیهای آسیایی پیشین با دست خالی برگشته بود و زینب نوروزی دو مدال نقره در کارنامه بازیهای آسیایی داشت. زارعی در گفتوگو با کمیته المپیک آسیا به فاصله بسیار اندک خود از مدال در دوره قبل اشاره کرده بود؛ تجربهای که انگیزه او برای متوقف نشدن را بیشتر کرد.
پشت بسیاری از موفقیتهای ورزشی همین اتفاق ساده وجود دارد: شکست، پایان مسیر نیست؛ بخشی از مسیر است. این موضوع را میتوان در زندگی ورزشکاران به شکلی دید که برای مخاطب عمومی هم قابل لمس باشد.
خانواده؛ بخشی از مسیر قهرمانی
کیمیا زارعی بعد از کسب طلای روئینگ دو نفره سبکوزن، در کنار مربیان و فدراسیون، از خانوادهاش هم یاد کرد و حمایت آنها را در این مسیر مهم دانست. برای او، رسیدن به ناگویا فقط به ماههای تمرین تیم ملی محدود نشده بود؛ خانواده نیز در سالهایی که ورزش حرفهای بخش مهمی از زندگی او را شکل داده بود، در کنار این مسیر قرار داشتند.
در روایت ورزشکاران حرفهای، خانواده معمولاً در همان بخشهایی حضور دارد که کمتر دیده میشود؛ در رفتوآمدهای تمرین، اردوهای طولانی، مسابقههایی که گاهی با شکست تمام میشوند و روزهایی که ادامه دادن دشوار است. خود ورزشکاران اما معمولاً وقتی به یک موفقیت بزرگ میرسند، از همین همراهیها یاد میکنند.
دخترانی که فقط در یک رشته تاریخ نساختند
داستان ناگویا محدود به روئینگ نبود. در وزنهبرداری، ریحانه کریمی با کسب مدال برنز وزن ۷۷ کیلوگرم، نخستین مدال زنان ایران در وزنهبرداری بازیهای آسیایی را به دست آورد. او در مجموع ۲۴۳ کیلوگرم وزنه زد. سرمربی تیم ملی زنان، الهام حسینی، پس از مسابقه از ماهها حضور در اردو و دوری ورزشکاران از خانواده گفت و تأکید کرد که کریمی برای رسیدن به مدال همه توان خود را به کار گرفته است.
در کبدی زنان ایران نیز تیمی که با ترکیبی تازه وارد ناگویا شده بود، تا فینال پیش رفت و در دیداری نزدیک برابر هند با نتیجه ۳۷ بر ۳۴ شکست خورد و نقره گرفت. کمیته المپیک آسیا پیش از مسابقات نوشته بود که بیش از ۸۰ درصد ترکیب تیم نسبت به دوره قبل تغییر کرده و آمادهسازی آن نیز به دلیل شرایط جنگی با اختلال روبهرو شده بود.
در کاراته نیز تیم کاتای زنان ایران برای نخستین بار در بازیهای آسیایی روی سکوی این رقابتها ایستاد و مدال نقره گرفت. فاطمهزهرا سعیدیآبادی نیز در بخش انفرادی به فینال رسید و صاحب مدال نقره شد.
هرکدام از این اتفاقها یک «اولین» یا یک تجربه متفاوت در خود دارند؛ اما وجه مشترکشان یک چیز است: سالها تلاش برای رسیدن به روزی که شاید فقط چند دقیقه طول بکشد.
دختر ایرانی؛ یک تصویر واحد نیست
شاید یکی از جذابترین بخشهای روایت ناگویا همین باشد که نمیتوان «دختر ایرانی» را با یک تصویر ثابت تعریف کرد. یکی روی قایق پارویی نشست، دیگری وزنهای را بالای سر برد، یکی بعد از نزدیک به پنج دهه دوباره نام ژیمناستیک زنان ایران را به بازیهای آسیایی آورد و گروهی دیگر تا فینال کبدی آسیا پیش رفتند.
پشت هرکدام از این تصویرها، زندگی متفاوتی جریان داشت. در واقع، بخش مهمی از داستان ناگویا به روزهایی برمیگردد که هنوز خبری از سکو و مدال نبود؛ روزهای تمرین، اردو و ادامه دادن. این مسیر برای ورزشکاران زن ایرانی در شرایطی طی شد که جنگ، برنامههای عادی زندگی و حتی روند آمادهسازی تیمها را تحت تأثیر قرار داده بود. با این حال، آنها خودشان را به میدان رساندند و در رشتههای مختلف برای ایران رقابت کردند.
این موفقیت فقط در روایت ورزشکاران باقی نماند و در واکنش مسئولان نیز بازتاب پیدا کرد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با اشاره به سه طلای دختران ایران در روئینگ و تکواندو نوشت: «هر جا فرصت، برنامه و اعتماد باشد، زنان ایران توان ایستادن بر قلههای جهان را دارند.» او این سه طلا را در کنار ۴۵ مدال رنگارنگ کاروان ایران در آن مقطع، نشانهای از توانایی جوانان کشور دانست.
زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، نیز به یک رکورد تاریخی در ورزش زنان اشاره کرد. به گفته او، زنان ایران در ۱۹ دوره گذشته بازیهای آسیایی در مجموع پنج مدال طلا گرفته بودند و سه طلای ناگویا این تعداد را ۶۰ درصد افزایش داده است. او این اتفاق را جلوهای از «شایستگی و اراده زنان ایران» توصیف کرد.
ناگویا به این ترتیب فقط چند مدال تازه به کارنامه ورزش زنان ایران اضافه نکرد؛ نامهایی تازه را هم به این کارنامه آورد. دخترانی از رشتههای مختلف که هرکدام با مسیر و تجربهای متفاوت به این میدان رسیدند؛ یکی با دو سال اردو، دیگری با ۵۰ روز تمرین در اتاق خانه در روزهای جنگ و دیگری با ایستادن در سالن ژیمناستیک پس از نزدیک به نیم قرن.
شاید تصویر ناگویا از زنان ایرانی همین چند قاب کنار هم باشد؛ زنانی که در شرایط متفاوت، در رشتههای متفاوت و با مسیرهای متفاوت، بخشی از موفقیت کاروان ایران را رقم زدند. این بار، بخشی از خبرهای کاروان ایران از روی سکوهای زنان آمد.






نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید